خط داستانی
بوسی، زنی جوان و بی خانمان با احساسات به شدت سرکوب شده، در بیمارستانی فرسوده در قلب ژوهانسبورگ شغلی به عنوان نظافتچی می یابد برای داشتن پول تا خواهر کوچکش را به ژوهانسبورگ بیاورد باید با مدیر بیمارستان که شکارچی و فاسد است کنار بیاید وقتی بوسی کودکی فراموش شده را در بیمارستان پیدا می کند که معتقد است توسط نیروی فراطبیعی آزار می بیند، باید با ارواح خود از گذشته روبرو شود تا کودک را از هیولاهای آزارگر نجات دهد