خط داستانی
توبی نوجوانی معمولی هجدهساله است که از پایان مدرسه ناامید است و میخواهد بداند در زندگی چه مسیری را طی کند. مردم سختکوش روستای کوچک توبی برای امرار معاش دست و پنجه نرم میکنند، در حالی که بچهها تا وقتی که بیست و یک ساله میشوند وادی فرار به بوداپست را در ذهن دارند. در برابر چالشهای مجلسیتر شدن مجدد مجریهها در مجارستانی که حقوق ترنس در حال کاهش است، این مستند روشنبین با بزرگی به سفر مادر توبی و به همان اندازه به خود توبی میپردازد. پس از اینکه در دوران نوجوانی بهطور موقتی خود را مرد معرفی کرده است، توبی بعدها به هویت غیردوبارهنامی میل میکند. برای خانواده یک شیب یادگیری تند وجود دارد تا دوباره به بازنگری در جفتبندی جنسیتی که در این گوشه روستایی اروپای مرکزی عمیقاً ریشهدار است بپردازند، اما برای این گروه مهربان و با ارتباط، عشق روز را میبرد.