خط داستانی
نفرینِ مدت دارِ دو خاندان ورونا، مونتِکاره و کاپولت، که به تازگی به جوش آمده است و اعضای خانواده های رقیب در کوچه ها با هم می درخشند. شبى رومئو، مونتِکاره، به مراسم کاپولت می رود تا با زنی جوان به نام روزالین دیدار کند که شیفته اوست. اما افکارش نسبت به او از ذهنش رخت می بندد وقتی ژولیت، دختر سرپرست خاندان کاپولت را مشاهده می کند. ژولیت نیز به رومئو عشق می ورزد، اما پدرش برای او نقشه های دیگری دارد.