خط داستانی
در شهر تکوما ن آرژانتین، میگوئل با موتورسیکلت خود به عنوان دزدِ گریز از دست مردم زندگی میکند. وقتی کیف زنی پیر را میدزدد، او را به شدت صدمه میزند. پس از این حادثهٔ خشونتآمیز، میگوئل با گناه دستوپنجه نرم میکند و سعی میکند با پنهان کردن هویت واقعیاش صاحب خانهٔ زخمی و بیگناه را از دلش درآورد. هرچه به او نزدیکتر میشود دروغهایش بیشتر در هم میرسد و از حقیقت ترس دارد و از رستگاریِ واقعی دور میشود.