خط داستانی
پروفسور بنانی هاگس داستان باکِس، خدای شراب، شادمانی، تئاتر و افراط را بررسی میکند و به جورجیا، اردن، یونان و بریتانیا سفر میکند تا مبدأ و حضور او در جهان مدرن را بیابد و نشان میدهد چگونه «گمشدن در خود» نقشی حیاتی در توسعه تمدن دارد. باکِس در گرجستان قدیمیترین تولید شراب را مییابد و نقش آن در ساخت جوامع را میکاود. در آتن نقشش در جامعهای که پرستش هیجانآمیز او توسط همه طبقات و به ویژه زنان پذیرفته شد را آشکار میکند. در قبرس مشابهتهای جالبی بین باکِس و مسیح پیدا میکند و در نهایت به تقابل او با فلسفه نیچه، تئاتر تجربی و جنبش هیپیهای لذتگرای مدرن میپردازد و نتیجه میگیرد هرچند این خدای بیقراری شایسته بازنگری معاصر است، اما باید هشدار کهن «مِدن آگَن» را در نظر داشت: هر چیزی را زیاد نباید داشت.