خط داستانی
یِسپر پدری است که در آخر هفته از زندگی خسته است و برای خودکشی به جنگل میرود تنها با هدیه تولد فرزندش همراه است و تا جایی که جنگل اجازه میدهد رانندگی میکند تا لوله اگزوز را به شیشه راننده وصل کند و شِعله را روشن کند اما هیچ چیز مطابق میل او رقم نمیخورد و شب آشنای غیرمنتظرهای را به همراه دارد