خط داستانی
هر آنچه بانی بلوی می خواست دنبال طوفان ها با پدرش بود. اما رویاها با گذشت زمان از بین می روند. اکنون او به نوعی دیگر از پیگیر طوفان تبدیل شده است — درِهای طوفان را از خانه به خانه می فروشد برای رهبر کاریزماتیکش، فلیپ سماث: چهره ی پدرگونه فرقه ای برای بانی و دسته کارآموزان جوانش. در قالب «عشق سفت و سخت»، فلیپ با تحقیر عمومی بانی و دستیار اقلیتش، دان استاکی، تنها همدل او، لذت می برد