خط داستانی
سال ۱۹۰۱، بیمارستان روانی در تقسیم روسیه. یکی از بیماران جوزف پلسوفسکی است، زندانی سیاسی. جنبش مستقلسازی زیرزمینی لهستان برنامهای برای نجات فعال مشهور در پیش دارد. پلسوفسکی آزاد میشود، اما آرامش خانوادگی دوران قبل را به دست نمیآورد. سالهای نامتوازن از راه میرسند، با رویدادهای انقلابی، خشونت و خیانت. پلسوفسکی باید راهی بیابد تا در باتلاق زمین به حرکتی هماهنگ دست یابد – میان ناتوانی محافظهکارانه حزب سوسیالیست لهستان و حملهٔ علیه متجاوزان، که منجر به تلافی میشود. سال ۱۹۱۴ میآید و فرصت بازگرداندن کشور مستقل، لهستان مستقل، اکنون یا هرگز است