خط داستانی
تامیز سِلوان، یتیمی که در یک بیمارستان کار میکند، سعی دارد حقیقت نسبش را کشف کند. با اینکه رئیس یتیمخانه ادعا میکند مادرش راهبهای تازه درگذشته بوده است، دیگران آن را تکذیب میکنند. بنابراین تامیز با خبرنگاری به نام ورگا که در عیادت راهبه با او ملاقات میکند متحد میشود و این دو برای کشف واقعیتها تلاش میکنند.