خط داستانی
حسن یک شرکت غیرانتفاعی بخت آزمایی را راه اندازی می کند تا جوانان فقیر با بیماری های قلبی را درمان کند پس از از دست دادن سازمانش و همچنین مادرش به دلیل اوضاع سیاسی ناچار به ترک کشور می شود و به نامزدش تابسم که هفت سال در کانادا منتظر او بوده می پیوندد پس از حس ناامیدی و سازگاری با کشور و فرهنگ جدید، زوج جوان تصمیم می گیرند رویاهای خود را دنبال کرده و کشور خود را بازسازی کنند تا دوباره به کودکان کمک کنند