خط داستانی
در سائو پائولو، ژاناینا و ژوا به یکدیگر احترام میگذارند. او صرع دارد. او با مردی در رابطه است که ترجیح میدهد فاصله بگذارد. در بالای زندگیشان ترومای مبهمی از رانش گل ویرانگری که ماشینها و مردان را دفن کرده است، شناور است. آنها با هم سعی میکنند از بدنهایشان در برابر شرِی که به صورت تب در میآید محافظت کنند.