خط داستانی
سیرکیانی بسیار کنجکاو است که چرا مادربزرگش، للا، همیشه او را از یادگیری رقص جایپونگ منع میکند. سیرکیانی در خفاء نزد نی ایماس، یک رقصنده سابق جایپونگ میرود تا این رقص را یاد بگیرد. نی ایماس از سیرکیانی میخواهد به عنوان شرط، سه بار بر طبل اسرارآمیز بکوبد. اما سیرکیانی چهار بار بر طبل میکوبد. پس از این حادثه، مادربزرگ سیرکیانی در اثر حمله یک موجود ماوراءطبیعی میمیرد. سیرکیانی نیز به دلیل احضار روح با چهار بار کوبیدن بر طبل، هدف موجودات ماوراءطبیعی قرار میگیرد. سیرکیانی و دوستپسرش، شاکتی، سعی میکنند از این حملات فرار کنند. در نهایت او متوجه میشود که موجود ماوراءطبیعی با مرگ مادربزرگش مرتبط است. حتی از این ماجرا، او مادرش را که هرگز نمیشناخت پیدا میکند.