خط داستانی
پس از دوباره دیدار با نخستین مربیاش برونو و دریافت آخرین مأموریتش، سِروِ برزگرفته که تبعیدی است، با ترسِ بیپایان از هر آنچه پیش رو دارد رو به رو میشود، در حالی که فصل تازهای از نبردهای گروهی را میگذراند و با یادهای ویرانگر از فقدان و درد دست و پنجه نرم میکند. او میان گذشتهاش به عنوان یتیم در زیرزمین سرد و بیرحم ناپولی و حال حاضر به عنوان یک قاتل زبردست و زیرک که هیچ چیز برای از دست دادن ندارد، در عمقهای سرد و تاریک دنیایی سقوط میکند که در آن جاودانگی تنها شکل دیگری از نفرین است.