خط داستانی
آنیرود از پیری و فراموشی زندگی را دشمن میداند و میخواهد از زندگی خود بهره ببرد. به دنبال خوشیها میگردد تا تجربهای نو در جوانی از دست رفته بیابد. وقتی با رییا، مربی رقص زومبا و گروهش آشنا میشود، دوستیای شکل میگیرد که او را از انتظارات جامعه رها میکند. اما هر چیزی بیش از حد ممکن است مشکل ساز شود. آیا آنیرود میتواند راه خود را اصلاح کند قبل از دیر شدن؟