خط داستانی
پسری و دختری که در مدرسه رابطهای داشتند، پس از بیش از یک دهه از طریق شبکههای اجتماعی دوباره ملاقات میکنند. اوضاع مانند گذشته نیست. هر دو متأهل هستند و تقریباً غریبهاند. آنها برای خلق لحظات جادویی ملاقات میکنند، اما همانطور که گفته میشود، هیچگاه آنطور که میخواهیم پیش نمیرود. در یک بعدازظهر، این دو در یک شات واحد با غریبههای درون خود یا به عبارتی، شیاطین درون خود ملاقات میکنند، در جادهای که در آن گیر میکنند زیرا ماشینشان خراب میشود. درام با هر فریم و با هر دقیقهای که میگذرد، گذشته بر آنها تسلط مییابد و حال آنها را به تصمیمات تغییر دهنده زندگی وادار میکند که دینامیک کل فیلم را تغییر میدهد. آیا آنها ازدواجشان را به خطر میاندازند؟ آیا عشقشان دوباره شعلهور میشود؟ این غریبه کیست؟