خط داستانی
آکیله تارالو پدری غایب و شوهری ناشاد است. او برای گذران زندگی در ناپل اتوبوس رانندگی میکند، اما آرزویش این است که یک خواننده مشهور موسیقی کروئنر شود. در این میان، او در مراسم عروسی به همراه بهترین دوستش کافه آواز میخواند و منتظر است تا مدیر برنامهشان، پنابیق، آنها را مشهور کند. روزی آکیله عاشق پرستار جدید مادرش میشود، زنی مهربان از اروپای شرقی که بسیار با همیشه غرّندهاش، الیده، متفاوت است.