خط داستانی
این منظره شعری کوتاه درباره مرگ مادر سازندهٔ فیلم است. تکه هایی از رویاها کابوس ها و یادها با صدای طبیعی و منظره ترکیب می شود و از طریق متن های مختلف و دفترچه های صحبت شده به پایداری خیال اشاره می کند؛ جنگل تاریک و وحشی دوزخ دانته با باپولیو و فرانچسکا در وزش هوای جهنمی به اهتزاز در می آید در حالی که تصویرگری آیكونوكلاست از Deposition مربوط به نقاشی رنسانس اثر راافائل، دوره ای را توصیف می کند که واقعیت مرگ و غم کمتر پنهان بود.