خط داستانی
نقاش خانه، میشا، با احساس گناه به دلیل مرگ پسرش زندگی میکند. مأموران پلیس بیرحمانه میشا را به این دلیل که ادعا میشود اشیاء دزدیده شده توسط پسرش را نگهداری میکند، ویران میکنند. ملاقات با طراحی نیکو پیروسمانی از «قطار در کاختی» برای میشا فرصتی میشود تا به گذشته بازگردد و در مورد اشتباهات انجام شده در مورد پسرش اعتراف کند.