خط داستانی
دیسی و پدرش ویلیام در یک مزرعه گوسفند دورافتاده در اسکاتلند زندگی میکنند. در بیست سالگی، او هرگز از زمینهای کشاورزی خارج نشده و وقت خود را صرف کمک به ویلیام در کارهای خانه، نگهداری از مزرعه و نگهداری یک راز تاریک میکند. وقتی یک پخش رادیویی از ناپدید شدن یک جوان خبر میدهد، ما شروع به کشف میکنیم که چه چیزی دیسی و ویلیام را به زمین و یکدیگر پیوند میدهد.