خط داستانی
در لبه صحرای ت تکلامکان، روستای شاوئی با شرایط زندگی دشوار روبه روست اما به عشق مشترک به فوتبال زندگی می کند. کودکان روزانه در تپه های شنی و جنگل های بیدار بازی می کنند و ورزش برای روستائیان همه سنین شادی به ارمغان می آورد. آرامش با وقتی که مایمایتی، کارمند روستایی بی میل، به طور نادرست به روستا اختصاص داده می شود، مختل میشود. به امید ترفیع سریع، او به اشتباه ادعا می کند که اگر بچه ها در تورنمنت منطقه ای برنده شوند در المپیک پکن ۲۰۰۸ شرکت خواهند کرد. این دروغ با نیت خوب موجی از هیجان را به وجود می آورد. کل روستا حول این رویا متحد می شود و بازی ساده را به نمادی از امید، افتخار و اراده بدل می کند.