پیژین، خانهدار، پس از نزدیک به دو دهه مشارکت در خانواده، ناگهان همسرش به خاطر فاصله فرهنگی برای طلاق تقاضا میدهد. برای نجات خانواده، پیژین تصمیم میگیرد به دانشگاه برود و به عنوان داوطلب پیشرفته ثبتنام کند، اما همسرش و پسرش به طور یکپارچه مخالف هستند. در این زمان، پیژین به اشتباهی تشخیص داده میشود که دوباره مبتلا به سرطان شده است و چیز زیادی از آینده باقی نیست. پیژین تصمیم میگیرد برای آخرین بار کاملاً به خود زندگی کند و رؤیای رفتن به دانشگاه را محقق سازد. پس از ثبتنام، پیژین و پسرش همکلاسی میشوند. با مواجهه با گروهی از همسالان با شکافهای نسلی، پیژین کنار میآید اما به طور تدریجی محبت همدرد و همکلاسههای کوچکش را با خرد زندگی و جذابیت شخصیاش جلب میکند.