بلانکا فراندو یک زن جوان است که در سن دوازده سالگی به دلیل یک آتشسوزی شدید که خواهر بزرگترش، بئاتریس، در آن جان باخت و توسط دوستپسر خشنش، سباستین، ایجاد شد، نابینا شد. این تراژدی باعث شد او حس عدالت بسیار قویای پیدا کند و به حدی برسد که به پلیس بپیوندد. بلانکا توسط دوستان مورد اعتمادش کمک میشود: سگ راهنمایش لینئو، یک بولداگ ماده که در سختترین لحظات او را محافظت و تسلی میدهد، و دوست آرایشگرش، استلا. پس از غلبه بر چالشهای کاریاش، با چالشهای عاطفی روبرو میشود: بین دو مرد، بازپرس میکله لیگوری، مردی با رازهای فراوان، و نانی، یک آشپز جوان، در تردید است.