Storyline
ولن آهنگساز خیابانی است و کودکان روستایی را میدزدد و چشم آنها را می رباید تا در کنار او به نمایش های سیرک بپردازند. او با یکی از قربانیانش رانی عشق می ورزد همچنان که دوست راننده اش اوسف این عشق را دارد. سرانجام اوسف و ولن به یکدیگر شلیک می کنند و رانی همراه با مردی که واقعاً دوستش دارد یعنی پاکبانی سطلی فرار می کند