Storyline
سوئیدی در حالی که در آشپزخانه کتابی میخواند، به خواب میرود. او خواب میبیند که کائو یاما، سلطان پاف پاف، هدیهای به شکل یک خدمتکار برایش فرستاده است. او از پذیرش این برده امتناع میکند و به پیامآوران سلطان میگوید که شوهرش به شدت با حضور او در خانه مخالف است.